شهدای گمنام شهر دشتک

شهدای گمنام شهر دشتک


shohadaygomnam.dashtak

طبقه بندی موضوعی
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۲۰:۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۲۰:۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
نام نام خانوادگی شهید شهید رحمت الله لطفی نام پدر : نادر تاریخ طلوع : 1341 محل تولد : روستای ملک شیر میزان تحصیلات  ابتدایی شغل : کارگر تاریخ عروج : محل شهادت : کردستان گلزار محل دفن : روستای  ملک شیر «زندگینامه شهید » شهید رحمت الله لطفی در سال 1341 در یکی از روستاهای توابع اردل بنام ملک شیر دیده به جهان گشود . از همان اوان کودکی بارنج ومشقت زندگی آشنا شد. از نظر اخلاقی در خانواده نمونه بودند. در سلام کردن ازدیگران پیشه می گرفتند پیش همه عزیز بود با افرادی که مغرور وخود پسند بودند رفت وآمد نداشتند .درس خود را تا سال چهارم ابتدایی با همه مشکلاتی که داشت ادامه داد وبه علت مشکلات خانواگی از تحصیل دست کشید.وبه کمک برادرش به کشاورزی پرداخت واوقات بیکاری به شهرها مهاجرت می نمودندتا با تلاش وکوشش خود بتوانند احتیاجات خانواده را براورده سازند.وی بسیار پرجنب وجوش بودند وکم سخن می گفتند وهمیشه به خدا عشق می ورزید. همیشه به پدرومادرش می گفت ما بهتر از رجائی وباهنر وبهشتی ودیگر شهداءنیستیم اگر خدا شهادت رانصیب ما کرد کاری نکنید که دشمن شاد شود. یکی ازدعاهایش این بودکه ای کاش ما هم مثل با هنر رجایی شهید می شدیم ودعای دیگرش به جان امام بود می گفتند امام رافراموش نکنید زیرا که امام بودکه محرومان را نجات داد ازدست این ظالمان. شهید لطفی سرانجام به عشق الله با یادشهادت به حمایت از دین خداورهبرش برخواست وروبه جبهه کردستان نهادند ودرغرب ایران اسلامی همدوش برادران دیگر بر علیه کفارمی جنگیدندکه به درجه رفیع شهادت نایل گشت.روانش شاد راهش پررهروباد.
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۴۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
نام و نام خانوادگی شهید شهید گشتاسب لطفیان نام پدر : خونیار تاریخ طلوع:1342 محل تولد: دشتک میزان تحصیلات: اول دبیرستان شغل:کشاورزی تاریخ عروج:11/8/1361 محل شهادت: در عین خوش گلزار محل دفن : گلزار شهدای دشتک «زندگینامه شهید» شهید گشتاسب لطفیان در سال 42 13در خانه ای محقر در روستای دشتک از توابع شهرستان اردل  دیده به جهان گشود دوران طفولیت را در نزد پدر و مادر سپری نمود از زمانی که خود راشناخت محرومیت و فقر را نیز شناخت پدرش از راه کارگری و کار کشاورزی معاش روزانه آنان را فراهم می کرد وقتی به سن هفت سالگی رسید به مدرسه رفت دوران ابتدائی را درمدرسه  دشتک خواند. و درکنار درس به  پدرش در کارهای روزانه کمک می نمود از همان ابتدای کودکی علاقه خود را به آموختن علم دین و قرآن نشان داد واز همه کس پدر ، مادر ، معلم سوالاتی درباره دین و خداشناسی می کرد پس ازبه  پایان رساندن  دوران ابتدائی برای ادامه تحصیل وارد مدرسه راهنمائی دشتک شده بودند. در دوران راهنمائی فعالانه مشغول کار ش شد . برای ادامه تحصیل به هزینه زیادی احتیاج داشت و این از عهده خانواده اش  خارج بود ودست از تحصیل کشید. تا اینکه به برکت جمهوری اسلامی در دشتک دبیرستان برگزار شد و ایشان در دییرستان ثبت نام نمودند .در بدو ورود امام خمینی به ایران وی در انتظار می نشست تا بیانات امام پخش شوند و یکی از کسانی بود که موبه مو به دستورات امام عمل می کرد. بیشتر اوقات برای خود سازی روزه می گرفت و سخت مشغول مطالعه می شد. به محض تشکیل بسیج در دشتک داوطلبانه به اتفاق برادرش وارد بسیج شده بودند و از آن هنگام همه وقت کارشان تبلیغ دین و رساندن پیامهای امام خمینی به مردم بود .بارها اتفاق می افتاد که با برادر بحث می کرد زیرا هر کدام می خواستند زودتر از دیگری به جبهه حق علیه باطل بروند همیشه می گفت دوست دارم به امر امام عازم جبهه گردم و به شهادت برسم . سرانجام پس از رشادتها به درجه شهادت نائل گردید. «وصیت نامه شهید» بنام خداوندی که در این دنیا بر مومن و کافر رحم می کند و در آن دنیا فقط به مومن رحم می کند . « ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه» بدرستیکه خداوندخرید از مومنین جانهایشان و مالها یشان را به آنکه یشان را باشد بهشت. 1- شهید خونی است که به جامعه تزریق می شود آیت الله مطهری......... 2- این شهادت است که انقلاب اسلامی را باور می کند آیت الله مشکینی ....... با سلام و درود بر فرمانده کل نیروهای اسلام حضرت مهدی (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با سلام و درود بر امت شهید پرور ایران و با سلام و درود بر تمام مجرومین و معلولین جبهه حق علیه باطل و با سلام و درود بر تمامی شهیدان گمنام جنگ تحمیلی قسمتی از وصیتنامه خود را شرح می دهم . هدف من به جبهه رفتن این بود که کربلای زمان ما احتیاج به خون دارد و از جائی دیگر جانشین امام زمان (عج) این مسئله را واجب شرعی و الهی اعلام کردند و از طرف دیگر امام گفت که جوانها بروند جبهه ها و مسئله را زود حلش کنند و هرچه که ما داریم از وجود امام است و اطاعت از او اطاعت از امام زمان است و تنها سعادتی که مومن دارد این است که او سراغ مرگ با شرافت که همان شهادت است برود نه مرگ سراغ او بیاید و من نعمتهای اخروی را ترجیح می دهم به لذتهای دنیوی ما در مقطع زمان بسیار حساس قرار گرفته ایم و تمام جنایتکاران شرق و غرب اسلام عزیز و حشینانه حمله ور شدند و اسلام عزیز در خطر قدرتهای منطقه قرار گرفته است و این مسئله را بر خود واجب شرعی دانستم و آمدم. و جنایتهای صدام آمریکایی   آشکارتر شد و معجزه های الهی را یکی پس از دیگری مشاهده کردم و قرار بر این گذاشتم که با تمام توان و قدرت به متجاوزان با یاری خداوند متعال حمله کنیم و آنها را نابود سازیم و اسلام عزیز را از زیر خطر جنایتکاران شرق و غرب نجات دهیم و از طرف دیگر این انقلاب مستضعفان است و ما باید از این نهضت حسینی حفاظت کنیم و صدام آمریکائی بداند که با ریختن خون ناقابل من هیچ کاری نمی تواند از پیش ببرد با ریختن خون من هرگز به مرگ نزدیکتر می شود و می رویم تا بساط صدام و صدامیان را بکلی نابود سازیم و تا راه کربلا را باز کنیم از پای  نمی نشینیم و تا متجاوز را سر جای خود ننشانیم از پای نمی نشینیم همانطور که آیت ا.. شهید بهشتی فرمود: حسینیان همیشه با یزیدیان در نبردند. وصیتم به پدر و مادرم این است که بعد از من شیون و زاری نکنند و مانند خانواده های شهدا صبر و استقامت داشته باشند و وصیتم به برادرم این است که راه من را دنبال کند و نیت برای الله باشد و پدر گرامی ، صدام بداند که با گرفتن فرزند تو رشد نمی کنند و ای کاش من اندکی دیرتر شهید می شدم تا جمعیت بیشتر صدامیان را به جهنم می فرستادم. وصیتم به دوستان و همسنگران این است مرگ با شرافت را ترجیح دهند بر مرگ در بستر و وصیتم دیگر به دوستان و ادامه دهندگان راه من این است که دشمن اصلی خود را بشناسند و هر کس ادامه دهنده راه من باشد باید مقام شهید را مقدم بشمارد و این مسئله پیش من حل شده که خط سرخ شهادت را ترجیح می دهم بر مرگ در بستر و مرگ در راه اسلام و قرآن را ترجیح می دهم بر مرگ بدن هدف. در پایان وصیتم به تمام دوستان و آشنایان این است که اگر بدی از ما دیدید ما را به بزرگی خودشان ببخشند چونکه در آن دنیا پیش انبیاء خجالت نکشم. اگر باشد قرار آخر بمیرم                                      نمی خواهم که در بستر بمیرم نمی خواهم که همچون شمع سوزان                     بریزم اشک و در آن بمیرم همی خواهم که در فصل جوانی                            میان جبهه و سنگر بمیرم همی خواهم برای حفظ قرآن                                برای یاری رهبر بمیرم خدا کن شهادت نصیبم در محرم                           برای حفظ قرآنم بمیرم
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
نام و نام خانوادگی شهید شهید جانعلی گنجی نام پدر : جانمرد تاریخ طلوع :3/1/1345 محل تولد:دهستان پشتکوه میزان تحصیلات :چهارم ابتدائی شغل :کارگری تاریخ عروج :14/5/1366 محل شهادت : فاو گلزار محل دفن: گلزار شهداءپشتکوه « زندگینامه شهید » شهید جانعلی گنجی در تاریخ 3/1/1345 در روستای ممسنی از توابع شهرستان اردل دیده به جهان گشود پدر ومادر این شهید بزرگوار زندگی بسیار ساده و در عین حال خوب و پاکی داشتند و به کار کشاورزی و دامداری مشغول بودند و این شهید بزرگوار در دامن پاک این خانواده تربیت شدند و در سن 6 سالگی به مدرسه رفتند و با موفقیت هر چه تمام دوران چها ر ساله ابتدائی را پشت سر گذاشتند و در درس خواندن استعداد فوق العاده درخشانی داشتند به طوری که پایه سوم و چهارم را همزمان در یک سال تحصیلی پشت سر گذاشتند و این شهید از آنجائیکه پدر ش در کار های کشاورزی تنها بود بالاجبار بعد از اتمام پایه چهارم ابتدائی ترک تحصیل نمودند و در کنار پدرش به کار کشاورزی مشغول بودند و با شروع جنگ تحمیلی چندین بار می خواستند که داوطلبانه عازم جبهه گردند. وی هیچ گاه صحنه راهپیمایی ها و تظاهرات را خالی نمی گذاشت و همواره در اینگونه مراسمات شرکت فعال داشتند و کمک به جبهه ها را هیچ گاه فراموش نمی کردند . این شهید بزرگوار در تاریخ 11/5/1365 به منطقه جنوبی شوش دانیال اعزام گردید و در عملیات های مختلفی شرکت داشتند و پس از 21 ماه خدمت در مناطق جنگی سر انجام در جبهه فاو بر اثر بمباران شیمیائی دشمن جنایتکار به درجه رفیع شهادت نائل گردید و شهادت این عزیز در تاریخ 28/8/1367مقارن با ماه مبارک رمضان بود این شهید بزرگوار دارای اخلاق بسیار پسندیده و نیکوئی بود و در تمامی نامه هایش برای خانواده و دوستانش می فرستاد همواره پیام می دادند که امام را تنها نگذارید و به جبهه هاکمک کنید و رزمندگان را فراموش نکنید . این شهید هیچ گاه کسی را نمی آزرد و کسی هم از او رنجش پیدا نمی کرد و با همه مهربان بود و در ماه های محرم شرکت فعال در مراسم سو گواری سالار شهیدان داشت و بالاخره هم مانند سالار شهیدان در ماه مبارک رمضان با زبان روزه دعوت حق را لبیک گفت .
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
نام و نام خانوادگی شهید شهید رشید کریمی نام پدر :قربانعلی تاریخ طلوع:1349 محل تولد:رستم آباد میزان تحصیلات : شغل : تاریخ عروج:14/12/1365 محل شهادت :جبهه شلمچه نام گلزار محل دفن : گلزار شهداء رستم آباد «وصیت نامه شهید» «و لا تحسبن الذین قتلو فی سبل الله امواتاً بل احیاهم عند ربهم یرزقون» هدف من که به جبهه آمدم مشخص است اول برای رضای خدا که این وظیفه ایست که بر عهده هر فرد مسلمان است و اگر من در این راه که راه الله است کشته شوم افتخار می کنم و این راه معلوم است راهی است که امام حسین(ع) با هفتاد دو تن شهید شده اند و راه انبیاء است و ما مسلمانان اسلام اگر بلند نشویم و از دینمان دفاع نکنیم اسلام از بین می رود و روزی می آید که ما در برابر خداوند بزرگ جواب گو و مسئول هستیم .اگر ما با منطق که داریم و منطق مومنین و قرآن است پیش برویم هیچ ابر قدرتی  نمی تواند با ما مقابله کند چون این ملت همه چیز را از خدا می دانند..بنابر این با ملت ما هیچ ابر قدرتی نمی تواند مقابله کند .پس ما باید تا آخرین قطره خونمان بایستیم و نباید هیچ گونه ترس در خود راه بدهیم .برادران از جنگ دوری نکنید و هر کجا که هستید مرگ سراغ شما خواهد آمد. بنابراین بهتر است خود را آماده کنیم و به جبهه  ها بشتابیم . مرگ حق است و هر کجا باشید به سراغ شما خواهد آمد و بردران و خواهران نماز را همیشه بر پا دارید چون این نماز است که خداوند از ما خشنود می شود نماز پایه دین است باید ما اول پایه خود را قوی کنیم تا بتوانیم بر نفس خودمان غلبه کنیم اگر ما نماز نخوانیم و عمل صالح انجام ندهیم کافر هستیم و روز قیامت در آتش گدازنده از بین می رویم و در این موقع هیچ کس به فریاد ما نمی رسد واز اعمال ناپسند دوری کنیم و با کارهای خیر و با برکت روبروشویم در حجله عشق بی کفن باید رفت              دلسوخت پاره پارا تن باید رفت از جان بگذر که در سرا پرده دوست             فارغ ز سر دوست و بدن باید رفت برادران ما باید تا قدرت در بدن داریم از جنگ دفاع کنیم چون عزت و شرفمان در گرو همین جنگ است. شما برادران ؛جبهه  ها را خالی نگذارید و همیشه امام را دعا کنید این پیر جماران این مغز متفکر بود که تنوانست مشتی محکم در دهان ابرقدرتهای شرق و غرب بزند و ملت ایران را از زیر دست دژخیمان پهلوی نجات دهد و آنها را از سربازان امام زمان (عج)قرار داد و من از شما می خواهم که در هرکجا که خدمت می کنید خدای خود را فراموش نکنید و کاری کنید که خداوند بزرگ از شما راضی شود . برادران و خواهران و همسایگان عزیز اگر ناراحتی یا اشتباهی از من بنده ضعیف دیده ای من را حلال کنید.و از پدر و مادرم که زحمتهای زیادی برای من کشیده اند و من را بزرگ کردند تا توانستم سربازی از سربازان امام زمان (عج) باشم حلالیت می طلبم و امیدورام که حلالم کنند و از برادران و خواهرانم حلالیت می طلبم. پدر و مادر مهربانم و خواهرانم شما برای من سیاه نپوشید و افتخار کنید که توانستید چنین فرزندی را تربیت کنید و در راه اسلام و قرآن بدهید و از شما ها و دوستان و برادران می خواهم که راهم را ادامه دهید و همیشه نماز بخوانید و امام بزگوار را دعا کنید و خودتان می دانید که فرود میان شما بود و لی رفت و راه  خود را انتخاب کرد من هم میان شما بوده ام و راه خود را انتخاب کردم و رفتم و شماها هم می آئید ولی چه بهتر که در راه اسلام کشته شوید و باز هم می گویم که اگر کسی از دست من ناراحت بوده من را حلال کند و برای من حلالیت بطلبد.
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۱۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
نام و نام خانوادگی شهید محمد حسین کوهی نام پدر:علی تاریخ طلوع:1344 محل تولد:اردل میزان تحصیلات :دبیرستان شغل:کارگر تاریخ عروج:21/11/64 محل شهادت: نام گلزارمحل دفن :گلزارشهدای اردل «زندگینامه شهید » شهید محمد حسین کوهی در سال 1344 در خانواده ای مستضعف و مذهبی در شهر اردل دیده به جهان گشود . چون ایشان در خانواده ای مستضعف زندگی می کردند لذا از همان اوایل پدر وی که فردی زحمت کش و کارگر بود برای امرار و معاش و تامین احتیاجات زندگی شب و روز در تلاش و فعالیت بود تا اینکه بتواند به مصداق حدیث حضرت محمد (ص) که می فرماید (هر کس برای تامین نیازمندیهای خانواده خود تلاش نماید همانند مجاهدی است که در راه خدا نبرد می کند ) زندگی خود را اداره نماید با همه این مشکلات شهید محمد حسین  کوهی در سن 7 سالگی وارد دبستان شد و دوران ابتدائی را با موفقیت پشت سر گذاشت در ضمن لازم به یادآوری است که ایشان از همان کودکی علاقه وافری به امام حسین (ع) و قیام عاشورا داشت و از علائم بارز آن می توان شرکت وی را همراه پدر در هیئت علی اصغر نام برد. وی بعد از اتمام دوران ابتدائی وارد مدرسه راهنمائی شد و بعد از گذراندن سال اول راهنمائی و ورود به سال دوم با جریان انقلاب و قیام مردم مواجه شد ایشان نقش فعالی در این جریان داشتند و همراه و هنگام با مردم انقلابی در راهپیمایی ها شرکت نمودند تا اینکه انقلاب در 22 بهمن 57 به پیروزی رسید. و چون وی تعصب زیادی به اسلام و مذهب تشیع داشتند و هم زمان با پیروزی انقلاب که بهتر از مجاهدین عضو کروهکهای ملحد بودند تشکیل کتاب فروشی در مدرسه راهنمایی دادند معلمین ملحد توسط پدر شهید کوهی چند کتابی برای وی فرستاندند و شهید کوهی بعد از مطالعه و بررسی کتابها و منافات دادن با احکام و شرایع اسلامی آنهارا به آتش کشید. و چند روز بعد همگام با مردم نقش فعالی در بیرون کردن این گروهکها داشت . بعد از گذراندن دوران راهنمائی وارد دبیرستان شدند که هم زمان با شروع جنگ تحمیلی بود عده ای از برادران که اولین گروه اعزامی به جبهه بودن شهید کوهی هم تمایل به رفتن به جبهه راداشتند ولی به دلایلی نتوانست آنها را همراهی کند این مسئله برای وی بسیار سخت بود تا اینکه توانست در سال 61و63 به یاری رزمندگان بشتابد و در جبهه های حق علیه باطل حضور یابد وی دارای خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی بود و از ابتدای تشکیل انجمن اسلامی در دبیرستان شرکت می کرد و ایشان در مراسم هایی که به مناسبتهای مختلف در دبیرستان و مساجد تشکیل می شد نقش مهمی را ایفاء می نمود و به پیروی از امام در مورد ورزشهای رزمی همراه با دوستان به کوه نوردی و غیره می پرداختند. وی یکی از شاخصترین  نیروهای فعال بسیج بود که از بدو تاسیس بسیج در این منطقه فعالیت بسزایی داشت که در نگهبانی در شب هم چنین گشت شب و رزمهای شبانه شرکت می نمودند و بعد از اتمام دوران دبیرستان و فارغ التحصیل شدن از دبیرستان جهت ادامه تحصیل برای ورود به دانشگاه ثبت نام نمود و در یکی از رشته های دانشگاه با رتبه خوبی قبول شدند ولی به علت عدم اطلاع از قبول شدن نتوانستند به دانشگاه را یابد و با لاخره در تاریخ 15/1/64 برای انجام خدمت مقدس سربازی از طریق سپاه به جبهه اعزام شدند وی از روحیه و ایثار گری و شجاعت زیادی برخوردار بودند .یک شب قبل از عملیات با پیشنهاد ایشان دعای توسل برگزار شد و خود شهید دعای توسل را خواند گویا روحیه شهادت در چهره او نمایان شد و به او الهام می شد که باید به سوی معبود خود بشتابد و به مصداق این آیه که خداوند              می فرماید ( ان الله اشتروا من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه و یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون یقتلون و عدا علیه حقا فی التورات و الاانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستشرو و ابیعکم و للذی با  یعتم به و ذالک هو الفوز العظیم .  خدا جان مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنهایی که در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطعی است. سر انجام در روز یک شنبه مورخ 21/11/64 هم زمان با تولد هشتمین بهار پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به درجه رفیع شهادت و به آرمان مقدس خویش که همان رسیدن به الله است نائل آمد . در ضمن شهید کوهی در بهمن 44 متولد و در بهمن 64 درست در سن 20 سالگی به شهادت رسید
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
نام و نام خانوادگی شهید فریدون امینی نام پدر :عباسعلی تاریخ طلوع :1346 محل تولد:رستم آباد میزان تحصیلات : ابتدائی شغل :کارگر تاریخ عروج :14/12/66 محل شهادت : میمک نام گلزار محل دفن:روستای رستم آباد
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
نام و نام خانوادگی شهید شهید معصوم علی شیرانی نام پدر :امیر علی تاریخ طلوع:1335 محل تولد
ali bahrami
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
..... ..?. ... ..? ..?..? ..ʘ?  ... ..ʘ .... .ǘ... .. ... ..... ... ...... .. .ǘ Ӂ... ... ...


ali bahrami
۲۱ بهمن ۹۱ ، ۲۱:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر