شهدای گمنام شهر دشتک

شهدای گمنام شهر دشتک


shohadaygomnam.dashtak

طبقه بندی موضوعی

۹ مطلب با موضوع «شعر وخاطره» ثبت شده است

آیا می دانید اولین اسیر عراقی در استان چهارمحال وبختیاری،بخش بن به اسارت در آمد؟ حدود بیست روز ازآغاز جنگ می گذشت که هواپیمای عراقی به قصد بمباران کارخانه قند شهرکرد حرکت کرد ولی قبل ازانجام عملیات، حدود ساعت 3 بعد ازظهر دچار نقص فنی شد و در اطراف سد زاینده رود سقوط می کندو خلبان آن که اصالت مصری داشت با چتر نجات در روستای لارک از توابع بخش بن فرود می آید که توسط نیروهای مردمی دستگیر وتحویل پاستگاه انتظامی بن می گردد. صدا وسیمای ایران بانشان دادن تصویر خلبان،اسیرعراقی را بعنوان اولین اسیر جنگی معرفی میکند.
ali bahrami
۱۶ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
اتل متل راحله                 اخموی بی حوصله
مامان چرا گفت بگیر ازپدرت فاصله دلش هزارتا راه رفت بابا خسته ی کاره؟ مامان چرا اینو گفت؟ بابادوستش نداره؟ باید اینو بپرسه اگه خسته کاره پس چرا بعضی وقتا تانیمه شب بیداره؟ نشونه ی بیداریش سرفه های بلنده شش ماه پیش تا حالا بغض میکنه میخنده شاید اونو نمیخواد اگه دوسش نداره پس چرا روی تختش عکس اونو میذاره؟ باچشمای مریضش عکس و نگاه میکنه قربون قدَش میره بابا بابا میکنه بادست پر تاولش آلبومی رو که داره از کنار پنجره ور میداره میاره با دیده پر از اشک آلبومو وا میکنه رفیقای جبهه رو همش صدا میکنه  آلبوم عکس بابا پر از عکس دوستاشه عکسی هم از راحله ست تو بغل باباشه بادیدن عکسا زنده میشه ِمیمیره با یاد اون قدیما بابا زبون میگیره قربون اون موقعا قربون اون صفاتون دست منم بگیرین دلم تنگه براتون از اون وقتی که بابا دچار این مرض شد مامان چقد پیر شده بابا چقدر عوض شد مامان گفته تو نماز برا بابات دعاکن دستاتو بالا ببر تقاضای شفا کن دیشب توی نمازش  واسه باباش دعا کرد دستاشو بالا برد و تقاضای شفا کرد نماز چون تموم شد دعابه آخر رسید صدای گریه های مامان تو خونه پیچید دخترم کجایی؟ عمر بابا سر اومد وقت یتیمداری و غربت مادر اومد دخترم کجایی؟ بابات شفا گرفته رفیقاشو دیده و مارو گذاشته رفته آی قصه قصه قصه یه دستمال نشسته خون سرفه ی بابا رو این پارچه نشسته بعد شهادت او پارجه مال راحله ست دختری که در پی شکستن فاصله ست کنار اسم بابا زائر کربلایی یه چیز دیگه نوشتن «شهیدشیمیایی»                                                                                                     مرحوم ابوالفضل سپهر                                    « شادی روح تمامی شهدای شیمیایی صلوات »
ali bahrami
۱۶ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

ای شهر شهید پرور من

بانعش برادرم چه کردی

وی داغ نهاده بر دل من

باسیلی مادرم چه کردی

ای شهر شهید پرور من

جونالنگه فسق وبدحجابی

آیا تو هنوز همچو دیروز

پابند  به  نسل  انقلابی

ای شهر شهید پرور من

خاموشی تو زانفعال است

از بازوی خود بریده بهتر

دستی که به گردنی وبال است

ای چلچله های پر شکسته

ای آنکه ز عشق پر گرفتید

در وسعت آسمان سبکبال

سر داده ره سفر گرفتید

یوسف صفتان مصر غربت

کنعان به شما نیاز دارد

تابوت شما مگر که ما را

از فکر گناه باز دارد

ای شهر شهید پرور من

ای کاش که من شهید گردم

یک جبهه هوای تازه بینم

از مسلخ خویش بر نگردم

ای دل اگر از تبار عشقی

از هستی خود مهاجرت کن

چون چلچله های پرشکسته

پرواز به سوی آخرت کن

آنجا که خدا، خدای گلهاست

آنجا که بهار جاودانی است

آنجا که تبسم شهیدان

همرنگ نگاه آسمانی است

آنجا که شهید ارج دارد.

                                 « شادی روح شهدا صلوات»

 

ali bahrami
۱۶ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

معبود من بر گو بمن گر فخر میداری زمن از چه به ابلیس پلید بسپردهای اسرار را... من آدمم یا خاکیم مسجود هر افلا کیم گو من کیم یا من چیم میکن زسر دستار را... فرمان شیطان برده ام راه غلط بسپرده ام دل مرده ام افسرده ام میده شفا بیمار رافرموده ای بر حکم من مصحف بخوان و دم مزن فرمانت از جان میبرم مستانه کن دلدار رادر سوره اعراف خود یک شرط دادی باب من از چه چهارش کرده ای این بنده بیچاره راگاهی به بزمم آوری حالی زتن جامه دری من عاشقم دیوانه ام مدهوش کن دلدار راگفتی به اخلاصم بخوان یاد تو آرم آن زمان اخلاص را یادم بده یاد آورم پیمانه رادام شیاطین در دم است اخلاص میخواهی زمن بر گیر از راهم ببین شیدا کنم فرزانه رادیدم رخ پوشیده را این گونه حیران آمدم پوشش چو برگیری رسر افسون کنی افسانه راآزاده ام آورده ای ره را نشانم داده ای افسوس بنشاندی بره دزدان عیارا نه راراز تو افشا میکنم آشوب و غوغا میکنم روبر مگردان و مزن آتش تو خرمن خانه راراهی به خلوتگاه خویش داری به نجوا بازگو پنهان کنم اسرار را گیرم ببر جانا نه راولعصر راه خلوت است نجوا به عبدم گفته ام بر گیر این را هو بیا وصل آوری هجرانه را باتشکر از رها که این مطلب زیبا رو برامون فرستادن

ali bahrami
۱۶ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
اولین رزمنده به اسارت درآمده از استان دردوران دفاع مقدس که طولانی ترین سابقه اسارت رادارد:
 آزاده سرافرازخدابنده فاتحی آزاده سرافراز خدابنده فاتحی قهفرخی فرزند نجفقلی در تاریخ1338/6/1در فرخشهر به دنیا آمدوبا آغاز جنگ تحمیلی ازطرف نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران لشکر 92زرهی اهواز به جبهه های حق علیه باطل اعزام شدودر تاریخ1359/7/1بر اثر تک دشمن بعثی در منطقه عملیاتی عین خوش اسیر شد. در طول مدت اسارت در اردوگاه های الاماره و رمادیه بر اثر شکنجه های وحشیانه دشمن از نواحی گوش،اعصاب،روان و قلب آسیب فراوان دید و در تاریخ 1369/6/1از اسارت آزاد گردید و به آغوش میهن اسلامی ایران بازگشت.                                                                                                            "" تعجیل در فرجش صلوات ""
ali bahrami
۱۶ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

.....

ali bahrami
۱۵ اسفند ۹۱ ، ۱۱:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

.. .... ݘ. ...?. ..?. ..... ?..? .? .
.. .... ݘ. ...?. ...? .?.?. ..?. ..... . .. ...? ...?. .?..?.

...? .... ?. ..?. ..... .? .?.?. .. .?. ݘ. ...?. .. ?. ....... ?. ..?.... .. .. ....Ͽ
...? .... ?. ..?. ..... .? .?.?. .. .?. ݘ. ...?. .. ?. ...ѡ ?. ..ѡ ?. ...ѡ ?. ....ϡ ?. ..?.? .. .. ....Ͽ
...? .... ?. ..?. ..... .? .?.?. .. .?. ݘ. ...?. .. .. .?. ..... .. .?. ..?. .?... ....?.. ?. ....... .. ...... .. .. .?...Ͽ

.? ...?. ... ......? ?..? .?.
.? ...?. ... .. ... .. .. .... ...? ..?.. ?. ... ?..? .?.
.? ...?. .?. ... ..?. .....? .. .. ..... .?... .. .ǘ Ӂ... ... ?..? .?.



...? .?.?. ..?. ..... ?..? ?. ....... ?. ...ѡ ?. ..ѡ ?. ...ѡ ?. ....ϡ ... .... .. ... .......... ... .... ...... ?. ....... ... .... .. .. .. ..?.? .?........ ... .... .... ..... .?.. .Ԙ.... ... .... .. ... ...? .. .... .... .?...... ... .... .. ... ....... ....


...? .?.? ..?. ..... ?..? ?. ..?. .........
?..? ?. ..... .? .. ... .... ... .? ... ...... ...? .. ... ..?. ......

. .... ... ......? . ... ...? ... . .... .........



..... ?... ...

ali bahrami
۱۵ اسفند ۹۱ ، ۱۱:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

....? .... ...... .....? . .... ....

.

...?.. ....? . ...?.. ... .?. . ...?.. .... .?. ...... . ...?.. ..... . ...?.. .... ....... . ...?.. .... ...
ali bahrami
۰۵ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
ali bahrami
۰۵ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر